تبليغاتX
کافه برفی
همه چیز را فروختم ، جز آن صندلی که همیشه جای تو بود . شاید آن روز که برگشتی خسته باشی ...

كافه برفي به جنب اين سينما منتقل شد

www.30nema-lalehzar.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 23:29  توسط رضا 


می خواهم خدا
بین مرگ من و
بوسه های تو گیج شود...

عباس معروفی



دست‌ هایت مال من؟
با دست‌ های من بنويس
با دست ‌های من غذا بخور
با دست های من موهایت را مرتب کن
فقط دست‌ هایت را
از تنم بر ندار...

عباس معروفی


یک لحظه خواستم

چون کودکی که ناشیانه دست در آتش فرو برد،
خواستم تو را
...


× گروس عبدالملکیان ×‏



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 23:41  توسط رضا  |